دانلود تحقیق متافیزیک دکارت

مطالب دیگر:
🔥پاورپوینت angizesh 🔥تحقیق در مورد جرم شناسي 19 ص 🔥تحقیق در مورد جوش جوشکاری 🔥تحقیق در مورد جنايت عليه ميت 🔥پاورپوینت anizakis 🔥پاورپوینت ankabutie 🔥تحقیق در مورد حسابداری مدیریت هزینه‌یابی برمبنای فعالیت، ارزیابی متوازن و ارزش افزوده اقتصادی 🔥تحقیق در مورد حقوق چيست ؟ 18 ص 🔥تحقیق در مورد حقوق زنان 16 ص 🔥تحقیق در مورد خبرگان در قانون اساسي 🔥تحقیق در مورد خـازن‌ 14 ص 🔥پاورپوینت ansolin pptx 🔥تحقیق در مورد خلاصه قوانين داوري فوتبال 16 ص 🔥تحقیق در مورد در ژرفای آبی شنا در اعماق دریاها بدون اکسیژن 10ص 🔥پاورپوینت anorkotal ekhtelalat 🔥تحقیق در مورد دايره هاي عدد نويز 32 ص 🔥پاورپوینت cyclo 🔥تحقیق در مورد درآمد 🔥پاورپوینت Anod 🔥تحقیق در مورد درباره اعتصاب 🔥تحقیق در مورد راهنمايي و توصيه هاي کاربردي جهت آغاز فعاليت پرورش شترمرغ دامپروری 🔥تحقیق در مورد ربا و شرايط تحقق آن 22 ص 🔥پاورپوینت Cبرنامه نویسی به زبان 🔥تحقیق در مورد رله و سكسيونر 23 ص 🔥پاورپوینت cyber journalism
متافیزیک دکارت,متافیزیک ,دکارت,تعریف متافیزیک ,فیزیک|40272948|euc
این فایل درباره ی دانلود تحقیق متافیزیک دکارت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

موضوع هستی نزد دکارت به صورت سیستماتیک بررسی نشده است. دکارت همه توجه خود را صرف فعالیت " من فکر می کنم" یا cogito کرده است که منبع ذهنی هستی می باشد.

متافیزیك دكارت موضوع هستی نزد دكارت به صورت سیستماتیك بررسی نشده است. دكارت همه توجه خود را صرف فعالیت " من فكر می كنم" یا cogito كرده است كه منبع ذهنی هستی می باشد. درواقع چنین به نظر می رسد كه متافیزیك به "خودشناسی" جابه جا شده است. بنابراین در معنای واقعی كلمه متافیزیك نزد دكارت وجود ندارد. دكارت در كتابش با عنوان "تعمق های فلسفه نخستین" خود را دارای فلسفه تخستین معرفی می كند. در زمان حیات دكارت این كتاب با عنوان "تعمق های متافیزیك" منتشر شده بود. بنابراین باید در نظر گرفت كه این كتاب جوابی به سئوالات كلاسیك متافیزیك می دهد از جمله این سئوالات این هاست: هستی چیست؟ اساس آن چیست؟ اگر از هستی به خود یا ضمیر یا ego برویم و cogito را در هر آنچه وجود دارد در نظر بگیریم همین cogito تعیین كننده هستی خواهد بود كه هستی از آن معنی می یابد و قابل درك می شود. از این یس هستی واقعی همان ego cogito یا ضمیر فكر كننده است. هستی به ضمیر اول شخص مفرد برمی گرددكه همان من هستم می باشد. دكارت داده های فلسفه نخستین را طبق cogito تغییر شكل داده است. در سال 1674كتاب دكارت از عنوان "تعمق های فلسفه نخستین" به " تعمق های متافیزیك" توسط Duc de Luynes تغییر یافت. این سئوال مطرح است كه آیا كلمات متافیزیك و فلسفه نخستین مترادف هستند؟ اگرچه دكارت در برخی موارد كتابش را متافیزیك نام نهاده اما ترجیحا آن را فلسفه نخستین نام گذاری كرده است زیرا در این كتاب نه تنها به موضوع خدا و روح بلكه به موضوعات نخستین كه می توان در فلسفه آنها را شناخت یرداخته است. بنابراین موضوع فلسفه نخستین از موضوع متافیزیك گسترده تر است. بنابراین متافیزیك نزد دكارت دانش عموم هستی آنطور كه هست -یعنی طبق نظر ارسطو- نیست. این دانش عمومی نزد دكارت عنوان فلسفه نخستین را دارد زیرا به شناخت همه آنچه درجه نخست را در فلسفه دارد می یردازد. این نظر دكارت از نظر دونس اسكات گرفته شده كه وی نیز متافیزیك را به نخستین موضوعات فلسفی مربوط می دانست. آنچه نزد دكارت برای اولین بار مطرح شده این است كه نخستین موضوعات شناخت را باید طبق ترتیب و روش خاصی بررسی كرد كه در كتابش باعنوان "بررسی شده با روش" در سال 1637 نوشته است. : نخستین تعمق نزد دكارت همان طور كه از عنوانش "از چیزهایی كه می توان با شك حذف كرد" مشخص است با شك همراه است كه مشخص می كند كه نمی توان به همه چیز شك داشت. زیرا اگر شك می كنیم به دنبال قطعیتی هستیم كه بتوانیم بر مبنای آن فلسفه نخستین را یایه گذاری كنیم. بنابراین دكارت به دنبال شك می رود تا براساس قطعیتی جدید فلسفه نخستین را یایه گذاری كند. دكارت برای این منمظور از شك سیستماتیك سخن به میان می آورد كه آن را به عنوان تعلیق همه متافیزیك بتوان خواند. دكارت همه حدسیاتی را كه در همه عمر به دست آورده و قطعیتی درباره شان ندارد مورد شك قرار می دهد و سعی در برقرار كردن یایه و اساس محكم و ثابتی برای علوم دارد. یارمنیدس و افلاطون از حدسیات سخن به میان آورده بودند و آن را به دانسته های حسی كه هنوز علم نیستند مربوط دانسته بودند. اساس شناخت نزد افلاطون همان ایده ها هستند.همه متافیزیك در امید به كنار گذاشتن این فرضیات یی ریزی شده است و افلاطون برای كنار گذاشتن این فرضیات از ایده ها سخن رانده است. از نظر دكارت شناخت روی اصولی ست كه قطعیتی ندارند . دكارت به جای بررسی این اصول شناخت به اطمینان یافتن درباره ترتیب این اصول یرداخته است. سئوالی كه اینجا مطرح می شود این است كه چگونه می توان از اصولی كه منبع همه قطعیت و اطمینان ماست مطمئن شد؟ نخستین تعمق در كتاب دكارت به جواب دادن به این سئوال مربوط است. دكارت برای اطمینان یافتن از اصول شناخت به شكی رادیكال می یردازد به این معنا كه این شك باید به ریشه همه اطمینانی كه قبلا داشته ایم برسد. طبق نظر دكارت برای از بین بردن همه حدسیات گذشته نیازی نیست كه نشان دهیم همگی آنها اشتباهند زیرا بررسی همه آنها به زمانی نامحدود نیاز دارد كه از توان ما خارج است. تنها كافی ست كه به ریشه دانش حمله كرد چرا كه وبرانی یایه های دانش لزوما ویرانی باقی ساختار آن را ناز شامل می شود. دكارت می گوید كه همه این فرضیات از حسیات آمده است و حسیات می تواند ما را بفریبد. از نظر او ممكن است شخصی را از دور تصور كنیم درحالی كه در واقع یك درخت باشد كه یك انسان. از نظر دكارت هرگز نباید به آنچه ما را یك بار فریب داده دوباره اطمینان كرد. بنابراین یك بار برای همیشه حسیات را كنار می نهیم.اما علاوه بر حسیات بسیار چیزهای دیگر هم هست كه درباره شان شكی به خودمان راه نمی دهیم. دكارت دو علت را برای شك كردن نسبت به آنها لازم می داند: دیوانگی و رویا. دكارت می یرسد كه چه كسی می تواند به ما اظمینان دهد كه از عقل بهره مندیم و دچار دیوانگی نمی شویم؟ او درباره رویا نیز این چنین استدلال می كند كه زمانی كه رویا می بینیم از آنچه می بینیم مطمئن هستیم. چه كسی می تواند بگوید كه همیشه ما در رویا به سرنمی بریم؟ از نظر دكارت هیچ مشخصه ای كه بتواند با قطعیت رویا را از بیداری جدا كند وجود ندارد.

فایل ورد 12 ص